پسوریازیس و ازدواج

پسوریازیس و ازدواج

اگر به پسوریازیس مبتلا هستید و در هنگام آشنایی با افراد جدید و یا برای ازدواج مقداری اضطراب دارید ، می خواهم بدانید که در این افکار تنها نیستید.

من از هفت سالگی با پسوریازیس شدید زندگی کردم و فکر می کردم هرگز عشقی پیدا نمی کنم یا آنقدر راحت نیستم که با کسی صمیمی باشم.

ممکن است یک جنبه شرم آور پسوریازیس وجود داشته باشد که افراد بدون این بیماری ممکن است آن را درک نکنند: پوسته پوسته شدن ، خارش ، خونریزی ، افسردگی ، اضطراب ، مراجعه فراوان به پزشکان مختلف و سایر مشکلات مرتبط با آن.

به علاوه گذاشتن قرار ملاقات با افراد مختلف میتواند در مدیریت بیماری مانند پسوریازیس ، به اندازه کافی سخت باشد.

شما از آنچه می خواهید بگویید و انجام می دهید عصبی هستید. علاوه بر این ، احساس خودآگاهی می کنید که ممکن است شخص مورد نظر شما برای آشنایی یا ازدواج بیشتر از شما به پسوریازیس قابل مشاهده توجه داشته باشد؟ که دقیقاً ایده شما از قرار ملاقات عاشقانه نیست.

35 درصد از پاسخ دهندگان در یک نظرسنجی در این باره گفته اند “به دلیل پسوریازیس رابطه دوستیابی یا روابط صمیمی را محدود می کنند.”

افرادی که مبتلا به پسوریازیس هستند ممکن است به دلیل ترس از رد شدن یا درک نشدن این کار را انجام دهند.

اگر دچار بیماری پسوریازیس هستید و قصد ازدواج یا آشنا شدن با شخصی را دارید ، ممکن است از خود سوالاتی مانند این را بپرسید:

“چه کسی با این مشکلات پوست، من را دوست خواهد داشت؟”

“چگونه می توانم در مورد بیماری خود به کسی بگویم؟”

“چه زمانی باید به آنها بگویم؟”

“آنها وقتی برای اولین بار پوست من را می بینند چه فکری می کنند؟”

“آیا آنها هنوز هم با وجود پسوریازیس من را دوست خواهند داشت و با من ازدواج میکنند؟”

من اینجا هستم تا به شما بگویم که صمیمیت عاشقانه قطعاً برای شما امکان پذیر است.

من همسر سابق خود را بیش از 10 سال پیش در محوطه دانشگاه ملاقات کردم. عشق در نگاه اول بود.

ما همدیگر را دیدیم ، در همان روز به اولین قرارمان رفتیم و از هم جدا نشدیم. اگرچه ما اکنون طلاق گرفته ایم ( که اتفاقاً هیچ ارتباطی با بیماری من نداشت) ، اما من از معاشرت و ازدواج در هنگام ابتلا به پسوریازیس چیزهای شگفت انگیزی آموختم.

این مقاله فقط برای مبتلایان به پسوریازیس نیست ، بلکه ممکن است به همسر یا شریک زندگی شخصی که به این بیماری مبتلا است نیز کمک کند. این چیزی است که من یاد گرفتم.

صحبت درباره پسوریازیس و ازدواج لزوماً یک مکالمه ناجور نیست

این در مورد سومین قرار ملاقات من بود و من سعی داشتم تصمیم بگیرم که چگونه در مورد بیماری خود صحبت کنم.

من نمی خواستم یکی از آن سخنرانی های ناجور درباره سختی ها و مشقت های پسوریازیس را انجام دهم ، بنابراین لازم بود راهی برای معرفی طبیعی آن پیدا کنم.

خوشبختانه در مرحله اولیه دوست یابی ، افراد معمولاً سوالات زیادی را از یکدیگر می پرسند. این به آنها کمک می کند تا بهتر آشنا شوند.

من تصمیم گرفتم که از طریق یکی از جلسات اولیه پرسش و پاسخ ، به طور عادی به پسوریازیس اشاره کنم.

در یک لحظه او از من پرسید ، “اگر شما می توانید یک چیز را در مورد خود تغییر دهید چه چیزی خواهد بود؟”

من به او گفتم واقعیت اینکه مبتلا به پسوریازیس هستم را تغییر خواهم داد. بعد توضیح دادم که پسوریازیس چیست و چه احساسی نسبت به آن دارم.

این یک روش عالی برای گفتگو در مورد پسوریازیس بود ، که او هرگز قبل از ملاقات با من چیزی درباره آن نشنیده بود.

همچنین به این شکل توانستم میزان راحتی او را با بیماری خود ارزیابی کنم. او سوالات دیگری از من پرسید ، اما با لحنی کنجکاوی دلواپسانه. بعد از این با او راحت تر شدم.

روبروشدن با پسوریازیس

سرانجام ، من و او صمیمی شدیم و عجیب اینکه او هنوز پوست من را ندیده بود. من الان درموردش فکر می کنم چون این واقعیت که به اندازه کافی به او اعتماد کردم تا با او صمیمی شوم اما پوستم را نشان ندهم کمی احمقانه به نظر می رسد.

سرانجام ، او تمام خود من را دید و نه فقط مشکلات پوست من ، بلکه تمام موارد دیگری را که به دلیل پسوریازیس با آن روبرو شدم.

او شاهد افسردگی ، استرس ، اضطراب ، قرارهای پزشکان ، زمان های بدخیم شدن اوضاع پوست من و موارد دیگر بود.

در جریان این اتفاقات ما بیش از آنچه تصور می کردیم عاشق شدیم و با هم ازدواج کردیم. اگرچه او بیماری پسوریازیس نداشت ، اما به خاطر اینکه عاشق من بود ، با همه چالش های ناشی از آن کنار آمد.

آنچه من از ازدواج و پسوریازیس خود آموختم

اگرچه من و همسر سابقم دیگر با هم نیستیم ، اما با کمک مدیتیشن و مشاوره توانسته ایم همچنان با هم دوست باشیم.

از طریق همه فراز و نشیب های رابطه ما ، یک چیز زیبا از ازدواج خود آموختم، من می توانم با کسی که دوست دارم و میتواند پسوریازیس من را بپذیرد ، سالها عاشقانه زندگی کنم.

این زمانی چیزی بود که احساس می کردم غیرممکن است. علیرغم سایر مشکلات من و او ، پسوریازیس من هرگز یکی از آنها نبود.

او هرگز ، حتی یک بار ، وقتی عصبانی شد ، از بیماری من علیه من استفاده نکرد. از نظر او ، پسوریازیس من وجود نداشت.

اگر می ترسید به دلیل پسوریازیس عشق زندگی خود را هرگز پیدا نکنید ، بگذارید به شما اطمینان دهم که می توانید و این کار را خواهید کرد.

ممکن است هنگام معاشرت با برخی از افراد احمق مواجه شوید ، اما این تجربیات به شماکمک می کند تا شما نزدیکتر به شخصی باشید که قصد دارد در زندگی شما باشد.

شخصی که برای شما مناسب است ، هر بخشی از شما ، از جمله پسوریازیس شما را دوست دارد و از حضور شما قدردانی خواهد کرد.

اکنون که طلاق گرفته ام ، برخی از آن نگرانی های قدیمی دوباره برگشته اند. اما وقتی تأمل می کنم ، می فهمم که اگر قبلاً یک بار عشق و پذیرش پیدا کردم ، مطمئناً می توانم دوباره آن را پیدا کنم

زیباترین چیزی که از همسر سابقم آموختم این است که عشق مطمئناً چیزی بیش از ظاهر و پوست انسان است.

دکمه بازگشت به بالا